X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

از گوشه کناره های کلیدر دولت آبادی

دوشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 06:32 ب.ظ

 

ما را مثل عقرب بار آورده اند؛مثل عقرب!
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم؛بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است.وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!

دیدگاه‌ها (6)
سه‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 03:16 ب.ظ
سلام پری خانوم
کپۀ مرگمان درمحاوره رایجۀ نه سر مرگمان
امتیاز: 1 0
چهارشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 11:16 ب.ظ
من ندیدم دو صنوبرراباهم دشمن
من ندیدم بیدی سایه اش رابفروشدبه زمین
رایگان می بخشدنارون شاخه ی خودرا به کلاغ
"سهراب سپهری"
امتیاز: 1 0
پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 04:17 ب.ظ
PARY bavar kon harfaye to az dolat abadi behtare
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 01:26 ق.ظ
یادته گفتم تنهایی هم خیلی خوبه
و خیلی بده که از طرف آشنا گزیده بشی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 7 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 04:15 ق.ظ
نوشته هات انقدری خوب بود که بگردم ادرس جدید وبلاگتو پیدا کنم. اخ که این کلیدر دولت آبادی خیلی خوبه ۲بار خوندمش نثر شما هم شبیه دولت ابادی و احمد محمود یه نثر عریان که ادما واقعی و خاکسترین نه سیاه و سفید.
قلمت استوار.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 01:48 ق.ظ
عالیه قلمت
امتیاز: 0 0

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد